مسافر غریب

اینجا زمین است مردمانش رسم عجیبی دارند اینجا وقتی گم می شوی به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند .

مسافر غریب

اینجا زمین است مردمانش رسم عجیبی دارند اینجا وقتی گم می شوی به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند .

من نشانی از تو ندارم،اما نشانی‌ام را
برای تو می‌نویسم در عصرهای انتظار،
به حوالی بی کسی قدم بگذار!
خیابان غربت را پیدا کن،
وارد کوچه پس کوچه‌های تنهایی شو!
کلبه‌ی غریبی‌ام راپیدا کن،
کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی‌‌ام،
در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!
حریر غمش ‌را کنار بزن! مرا خواهی دید با بغضی کویری که غرق انتظار است،
پشت دیوار دردهایم نشسته‌ام...
"به اندازه تمام انتظارها بی‌قرارت هستم.
اینجا زمین است مردمانش رسم عجیبی دارند اینجا وقتی گم می شوی به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند .

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

۴ مطلب در اسفند ۱۳۸۶ ثبت شده است

دعا کنیم نزدیک تحویل سال

هیچ آرزویی نشه هیچ وقت محال

 

وقتی می خوای بشینی پای هفت سین

بخواه که هیچ دلی نباشه غمگین

  • ۳ نظر
  • ۲۹ اسفند ۸۶ ، ۰۶:۳۷
  • مسافر غریب

تو هرگز دلتنگی چشمانم را ندیدی

و تصویر خاموشی قلبم را در روشنای آرزوهایت

تو فریاد سکوتم را در میان واژگان روزمره زندگی نشنیدی

تو فرصتی نداشتی

برای برداشتن سیب سرخی از دستانم

فرصتی نداشتی برای باور کردن باورهایم

جاده ها چنان تو را در خود گرفتار کرده اند

که لحظه ای توان ایستادن نداری

تو فرزند سفر بودی

و من نواده سکوت خویشتن

دیگر انتظارت را به انتظار نخواهم نشست

برو مسافر

جاده قدم های تو را دلتنگ است ...

  • ۲ نظر
  • ۲۸ اسفند ۸۶ ، ۱۲:۲۶
  • مسافر غریب

مگه کم ناز چشماتو کشیدم دسته گلم ؟ که دیگه یه ذره خندتم مال ما نمیشه!!! خوش باشی رویای نازم دیگه نیستم واست شعری بسازم فدای اون چشای بی وفات شم دیگه رفتم که راس راسی فدات شم

  • مسافر غریب
از بی تو بودنم برایت می نویسم
تا بدانی بی تو به من چه می گذرد
تا بدانی که محتاج با تو بودنم
نگذار بی تو بمانم
این است حال من بی تو
حال من در روزهای انتظار
روزهایی که می گذرد
اما بی تو . . .
  • ۶ نظر
  • ۰۱ اسفند ۸۶ ، ۰۶:۲۵
  • مسافر غریب