من نشانی از تو ندارم،اما نشانیام را برای تو مینویسم در عصرهای انتظار، به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن، وارد کوچه پس کوچههای تنهایی شو! کلبهی غریبیام راپیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگیام، در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا خواهی دید با بغضی کویری که غرق انتظار است، پشت دیوار دردهایم نشستهام... "به اندازه تمام انتظارها بیقرارت هستم. اینجا زمین است مردمانش رسم عجیبی دارند اینجا وقتی گم می شوی به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند .
واعظی پرسید از فرزند خویش هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟ صدق و بی آزاری و خدمت به خلق هم عبادت،هم کلید زندگیست گفت: "زین معیار اندر شهرما، یک مسلمان هست آن هم ارمنیست" !!؟ پروین اعتصامی
سلام دوست عزیزم.خیلی کم کار شدی و به ماهم که سر نمیزنی مگه ازمون ناراحتی.از بودن و سرزدنت خوشحال میشم عزیزم سلام دوست عزیز من و کم کاری؟ من هر روز بروز هستم. آدرس وبلاگتونو بذارین حتما سر میزنم.
بی آزاری رو خوب اومدی. جالب بود و باعث تاسف که اسم خودمونو میذاریم مسلمون در حالیکه بی آزاری برامون بی معنیه. همین هکرهای ... چطوری میتونن ادعای انسانیت کنن؟مسلمونی پیشکش!!!!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیانثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
خیلی جالب و پرمعنیه و تاثیرگذار.ایکاش ازین ارمنیها زیاد باشن!