این کیست که اینقدر بی قراری تو...
يكشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۰، ۰۴:۲۲ ب.ظ
سالها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران،خبر گمشده ای
می جویی
راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست؟
این کیست که اینقدر بی قراری تو...

- ۹۰/۰۹/۲۷
