مسافر غریب

اینجا زمین است مردمانش رسم عجیبی دارند اینجا وقتی گم می شوی به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند .

مسافر غریب

اینجا زمین است مردمانش رسم عجیبی دارند اینجا وقتی گم می شوی به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند .

من نشانی از تو ندارم،اما نشانی‌ام را
برای تو می‌نویسم در عصرهای انتظار،
به حوالی بی کسی قدم بگذار!
خیابان غربت را پیدا کن،
وارد کوچه پس کوچه‌های تنهایی شو!
کلبه‌ی غریبی‌ام راپیدا کن،
کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی‌‌ام،
در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!
حریر غمش ‌را کنار بزن! مرا خواهی دید با بغضی کویری که غرق انتظار است،
پشت دیوار دردهایم نشسته‌ام...
"به اندازه تمام انتظارها بی‌قرارت هستم.
اینجا زمین است مردمانش رسم عجیبی دارند اینجا وقتی گم می شوی به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت می کنند .

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها
نبودن هرگز به تلخی از دست دادن یک بودن نیست
  • مسافر غریب

 

 

  • مسافر غریب
وقتی آدم مخاطب خاصی نداره نباید بنویسه

وقتی کسی حرفاتو نمی فهمه نباید حرف بزنی

وقتی ثواب می کنی و کباب میشی نباید ثواب کنی

وقتی کسی نیست که تو را بفهمد تو هم نباید نباشی

اینها بهانه های خوبی هستن برای رفتن

اینها بهانه های خوبی هستند برای ننوشتن

پس از سالها مسافر بودن می شود دیگر مسافر نبود

می شود دیگر از سفر و جاده ننوشت

چون کسی مسافر را درک نمی کنند

چون کسی غربت جاده را نمی داند

خداحافظ مسافر غریب جاده ها

  • مسافر غریب
من صبورم اما...
به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم
یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم
من صبورم اما...
چقدر با همه ی عاشقیم محزونم!
و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما...
بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دلیل از همه ی تیرگی تنگ غروب
و چراغی که تورا از شب متروک دلم دور کند
من صبورم اما...
آه این بغض گران صبر چه می داند چیست.
  • مسافر غریب
وکیل مدافع انتخابی سعید حجاریان اعلام کرد:‌موکلش با قرار تامین وثیقه از زندان آزاد شد.

منبع : سایت ایرنا

  • مسافر غریب

شبی غمگین  شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من می گفت تنهایی غریب است

ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

و او هرگز شکستم را نفهمید

اگر چه تا ته دنیا صدا کرد ...

  • مسافر غریب

من پذیرفتم شکست خویش را پندهای قلب دور اندیش را // من پذیرفتم که عشق افسانه است /// این دل درد آشنا دیوانه است میروم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم // میروم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش // گر چه تنها تر از من میروی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را . 

  • مسافر غریب

توی مرداب نگاهت یه نفر داره می میره

دست و پا می زنه اما واسه موندن دیگه دیره

یکی اینجا روبرومه که خرابه آرزوشه

یه مسافرغریبه س که با مردم نمی جوشه

یکی که به خاطر تو با یه دنیا در میفته

حتی واسه بی وفایی شعر عاشقونه گفته

روبروم نشسته بی تو ، زل زده تو چشمای من

می گه با سرخی آواز تلخی سکوتو بشکن

اون منم ، همون که عشقت مثه آینه روبروشه

اون منم ، همون غریبه که با هیچکس نمی جوشه

 

توی مرداب نگاهت یه نفر داره می میره

دست و پا می زنه اما واسه موندن دیگه دیره

                                                     دیگه دیره ، دیگه دیره... 

 

یکی که غروب چشماش از همون مرداب خیسه

خط به خط گلایه هاشو می خونه ، نمی نویسه

                                                      نمی نویسه ، نمی نویسه...

 

  • مسافر غریب
  • مسافر غریب
حجت الاسلام "سید حسن خمینی" شامگاه یکشنبه با حضور در منزل "محسن میردامادی" دبیرکل حزب مشارکت که اکنون در بازدداشت به سر می‌برد، با خانواده وی و دیگر زندانیان سیاسی دیدار و گفت وگو کرد.
به گزارش روز دوشنبه ایرنا به نقل از پایگاه خبری فراکسیون اقلیت مجلس، در این دیدار خانواد‌ه‌های میردامادی، تاجزاده، بهزاد نبوی، تاجرنیا، عرب سرخی و شهاب طباطبایی در ارتباط با وضعیت همسران خود اظهاراتی مطرح کردند.
این خانواده‌ها ضمن تشکر از حضور سید حسن خمینی، از شرایط به وجود آمده و آنچه که آن را بلاتکلیفی این افراد و عدم پاسخگویی مراجع قضایی و روند دستگیری‌های جدید از جمله فرزند محسن میردامادی و دیگر فرزندان اعضای جبهه مشارکت، می خواندند ابراز نگرانی شدید کردند.
در این ملاقات، یادگار امام و دیگر اعضای بیت وی، ضمن دلجویی از خانواده های زندانیان سیاسی برای رفع مشکلات در اسرع وقت ابراز امیدواری کردند.
سیام 9139 منبع:ایرنا
  • ۳ نظر
  • ۳۰ شهریور ۸۸ ، ۱۱:۳۱
  • مسافر غریب